شيوع
اختلال ترس
اجتماعي و
برخي عوامل
وابسته، نظير
جنسيت و سابقه
خجالتي بودن
در كودكي در
دانش آموزان
دبيرستاني
شهر كرمان
فاطمه
پويا _ عضو
هيئت علمي
دانشگاه علوم
پزشكي كرمان
چكيده:
اختلال
ترس اجتماعي
يكي از انواع
ترس ها (فوبي)
مي باشد كه
كمتر مورد
مطالعه و
بررسي قرار گرفته
است، خصوصيات
باليني اين
اختلال
عبارتند از
ترس اجتناب
گونه از
موقعيت هاي
اجتماعي، علائم
جسمي و شناختي
اضطراب و
اختلال
عملكرد.
مطالعه
جامعي در ارتباط
با شيوع اين
اختلال در
ايران در دست
نمي باشد. در
اين مطالعه
مقطعي توصيفي
2944 دانش آموز در شهر
كرمان توسط
ملاك
هاي تشخيصي DSMIV از
طريق
پرسشنامه
نيمه سازمان
يافته مورد سنجش
قرار گرفتند. 6/14%
از دانش
آموزان مبتلا
به اختلال ترس
اجتماعي
بودند. نسبت
زن به مرد 8/1 بود
و بين سابقه
خجالتي بودن
در كودكي و تنبيه
بدني با آن
رابطه آماري
معنادار وجود
داشت. شيوع
اين اختلال در
اين تحقيق
بالاتر از تحقيقات
مشابه در غرب
است. مطالعات
وسيع تر در آينده
توصيه مي شود.
كليد واژه
ها: ترس
اجتماعي،
دانش آموز،
كرمان
اختلال
ترس اجتماعي
يكي از انواع
فوبي ها و يك زير
مجموعه از
اختلالات
اضطرابي به
شمار مي آيد.
در يك مطالعه
وسيع
اپيدميولوژيك
در امريكا بر
روي 18571 نفر،
فوبي ها با
شيوع يك ماهه 4
تا 1/11% شايع ترين
اختلال رواني
بودند (3)
مطالعات
متعددي در
رابطه با
تعيين شيوع اين
اختلال صورت
گرفته و آمار
متفاوتي
گزارش شده
است، به عنوان
مثال شيوع يك
ماهه 3/1 تا شيوع
3/13% در طول عمر،
در امريكا
گزارش شده است
(8). ترس اجتماعي
به نسبت ساير
فوبي ها شيوع
كمتري دارد و خيلي
كمتر از ساير
فوبي ها و
ساير
اختلالات رواني
مورد توجه
قرار گرفته و
يافته ها در
خصوص آن زياد
نيست (5).
بيماران مبتلا
به ترس
اجتماعي، از
تحقير و يا
شرمنده شدن در
موقعيت هاي
متعدد
اجتماعي،
واهمه داشته و
از قرار گرفتن
در موقعيت
هايي كه در
معرض ديد و يا
قضاوت ديگران
قرار گيرند،
اجتناب مي ورزند
(6). اختلال ترس
اجتماعي مي
تواند همراه
اختلالات
رواني ديگري
نظير افسردگي
اساسي،
اضطراب
منتشر،
وسواس، هراس،
ديس تايمي و
سو مصرف مواد
مخدر و الكل
باشد و از طرف
ديگر خود مي
تواند زمينه
ساز اختلال
افسردگي اساسي
باشد (8، 4).
اختلال ترس
اجتماعي
شروعي زود
هنگام داشته و
باعث كاهش
عملكرد
اجتماعي
مبتلايان مي
شود (7). و متوسط
سن شروع آن 15
سالگي مي باشد
(8). منظور شدن
اين اختلال در
طبقه بندي DSM IV، ICD-10 فرصت
براي مطالعات
اپيدميولوژيك
متعددي را در
نقاط مختلف
جهان بر روي
اين بيماري
فراهم آورده
است (7). با توجه
به اهميت اين
اختلال و شروع
زودرس آن و
نظر به نبودن
اطلاعات
اپيدميولوژيك
در ايران، در
اين پژوهش به
بررسي
مقدماتي شيوع
آن در دانش
آموزان
دبيرستاني
شهر كرمان
پرداخته شده و
سعي گرديد تا
ارتباط اين
اختلال با
پاره اي از
متغيرهايي كه
به نظر مي
رسيد در
پيدايش آن نقش
داشته و يا
مربوط به آن
باشند نيز مورد
بررسي قرار
گيرد. مشخص
شدن شيوع اين
اختلال در
دانش آموزان،
اين فرصت را
در اختيار مشاورين
و برنامه
ريزان آموزش و
پرورش قرار مي
دهد تا براي
راهنمايي و
درمان
مبتلايان و
راهنمايي
خانواده
آنها، اقدام
نمايند تا از
عواقب بعدي
تداوم اين
اختلال
جلوگيري شود.
مواد
و روش ها:
در اين
پژوهش كه به
صورت مقطعي
توصيفي انجام
گرفت، 3200 دانش
آموز شامل 1600
دختر و 1600 پسر
مورد مطالعه
قرار گرفتند.
از هر يك از دو
منطقه آموزش و
پرورش كرمان 8
دبيرستان
دخترانه و 8
دبيرستان پسرانه
به صورت
تصادفي
انتخاب گرديد
سپس به تعداد
نمونه مورد
نظر از دانش
آموزان
انتخاب شده و
مورد پرسش از
طريق
پرسشنامه
قرار گرفتند.
ابزار پژوهش،
پرسشنامه
نيمه سازمان
يافته بر اساس
ملاك هاي
تشخيصي DSMIV براي
تشخيص اختلال
ترس اجتماعي
در 6 ماه گذشته
بود، راهنماي
تشخيصي و
آماري
اختلالات
رواني (DSMIV).
ملاك هاي تشخيصي
مشخصي را براي
تشخيص توصيفي
اختلالات رواني
فراهم مي
آورد. اين
راهنما از
راهنماهاي معتبر
براي تشخيص
اختلالات
رواني محسوب
شده و تقريبا"
در تمامي دنيا
براي تشخيص و
تحقيق مورد
استفاده قرار
مي گيرد.
ابزار
پژوهش براي
يافتن ملاك
هاي تشخيصي
ترس اجتماعي
با استفاده از
اين راهنما
تهيه شد. به
علاوه دانش
آموزان از نظر
جنس، سن،
سابقه تنبيه
مكرر توسط
والدين،
سابقه خجالتي
بودن در
كودكي، معدل
سال گذشته،
ميزان
تحصيلات پدر و
مادر و
سابقه
خانوادگي
اختلال ترس
اجتماعي مورد
پرسش قرار
گرفتند. قبل
از توزيع
پرسشنامه راجع
به نحوه تكميل
آن براي دانش
آموزان توضيح
كافي ارائه شد.
پس از تكميل
پرسشنامه در
كمال رازداري
و بدون ثبت
مشخصات
پرسشنامه ها
جمع آوري
گرديد. از 3200
پرسشنامه جمع
آوري شده، 256
پرسشنامه
ناقص از مطالعه
حذف گرديد. (92%: Response Rate)
اطلاعات جمع
آوري شده بعد
از تشخيص گذاري
به همراه ساير
متغيرها با
آزمون مجذور
كاي و با سطح
معنادار 5% = به
كمك نرم افزار
آماري Epi-info 6 مورد
تجزيه و تحليل
آماري قرار
گرفت.
نتايج:
در اين
پژوهش نتايج
زير بدست آمد:
1 _
2944 دانش آموز (14
تا 20 ساله) مورد
بررسي قرار
گرفتند كه از
اين تعداد 1446
نفر (1/49%) دختر و 1498
نفر (9/50%) پسر
بودند كه از
كل دانش آموزان
مورد پژوهش 429
نفر (6/14%) مبتلا
به ترس
اجتماعي بودند.
از ميان 1446 نفر
دختر دانش
آموز 275 نفر (19%) و
از ميان 1498 دانش
آموز پسر مورد
بررسي 159 نفر (3/10%)
مبتلا به ترس
اجتماعي
بودند. ميزان
شيوع ترس
اجتماعي در
دانش آموزان
دختر به صورت
معناداري از
ميزان شيوع
ترس اجتماعي در
دانش آموزان
پسر بيشتر بود
0001/0 p< و 1 = DF و 42/44 = X2 (جدول
شماره 1)
از 429
دانش آموز با
اختلال ترس
اجتماعي 18 نفر
(2/4%) دچار نوع
منتشر و 413 نفر (8/95%)
دچار نوع غيرمنتشر
بودند رابطه
آماري
معناداري بين
ميزان شيوع
زير گروههاي
اختلال و جنس
وجود نداشت.
2 _ از 2944
دانش آموز
مورد بررسي 861
نفر (3/29%) سابقه
خجالتي بودن
در كودكي را
داشتند در
گروه پسران از
مجموع 15 مورد
مبتلا به ترس
اجتماعي 87 نفر
(5/56%) سابقه خجالتي
بودن را در
كودكي ذكر مي
كردند دانش
آموزان پسر مبتلا
به ترس
اجتماعي با
سابقه قبلي
خجالتي بودن
2/1 برابر دانش
آموزان پسر كه
جدول
شماره 1 _
توزيع
فراواني و
درصد دانش
آموزان مبتلا
به ترس
اجتماعي بر
حسب جنس
|
جنس |
اختلال
ترس اجتماعي |
|||||
|
دارد
فراواني درصد |
ندارد
فراواني درصد |
جمع
فراواني درصد |
||||
|
دختر |
275 |
19 |
1171 |
81 |
1446 |
1/49 |
|
پسر |
154 |
3/10 |
1344 |
7/89 |
1498 |
9/50 |
سابقه
خجالتي بودن
در كودكي را
نداشتند بودند.
از 429 دختر
مبتلا به ترس
اجتماعي 247 نفر
(6/57%) در كودكي
سابقه خجالتي
بودن و گوشه
گير بودن را
داشتند. اين
گروه 4/1 برابر
دانش آموزان
دختري بودند
كه سابقه
خجالتي بودن
را نداشتند.
3 _ در
گروهي از دانش
آموزان كه
دچار ترس
اجتماعي
بودند از 429 نفر 85
نفر (8/19%) گزارش
مي دادند كه
مرتبا" مورد
تنبيه بدني
قرار مي
گرفتند و در
گروه دانش
آموزان كه
دچار ترس
اجتماعي
نبودند از 2515
نفر، 89 نفر (5/3%)
چنين گزارشي
را ذكر مي
كردند. تفاوت
دو گروه از
نظر آماري
معنادار بود (0001/0 p<، 1 = DF، 56/174 = X2).
در دو
گروه دانش
آموزان دختر و
پسر رابطه
آماري
معناداري بين
شيوع ترس
اجتماعي با
معدل، ميزان تحصيلات
پدر و مادر و
سابقه
خانوادگي
اختلال ترس
اجتماعي وجود
نداشت.( 05/0 p> )
بحث
و نتيجه گيري:
آمار
مورد توافق
براي شيوع
اختلال ترس
اجتماعي در
تمامي نقاط
جهان وجود
ندارد علت اين
امر را مي
توان به فقدان
مطالعات
وسيع، روش هاي
متعدد تحقيق
در نقاط مختلف
جهان و تاثير
احتمالي شيوع
اختلال از
عوامل فرهنگي،
اشاره كرد. در
اين پژوهش
شيوع شش ماهه
اختلال ترس
اجتماعي در
دانش آموزان
دبيرستاني شهر
كرمان 6/14%
بود.
مي
توان فرض كرد
شيوع اختلال
ترس اجتماعي
در گروه سني
مورد مطالعه،
حتي بيشتر از
عددي باشد كه
در اين پژوهش
بدست آمد زير
امكان دارد
بسياري از نوجوانان
و جوانان
مبتلا به ترس
اجتماعي به علت
اين اختلال
ترك تحصيل كرده
باشند. اين
نتيجه گيري
بخصوص در ترس
اجتماعي
منتشر بايد
مدنظر قرار
گيرد زيرا بين
اين نوع از
اختلال به علت
شدت علائم و
سير مزمن اختلال
عملكرد
بيشتري ايجاد مي
نمايد و ممكن
است شيوع اين
نوع از اختلال
در گروه سني
مورد مطالعه
خيلي بيشتر از
2/4% باشد.
در يك
مطالعه وسيع
در امريكا
شيوع يك ماهه
و شيوع در طول
عمر اين
اختلال به
ترتيب 3/1% و 8/2% بود.
در مطالعه
ديگري كه توسط
National
comorbldity survey
در همان
كشور صورت
گرفت شيوع 6
ماهه 9/7% و شيوع
در طول عمر 3/13%
گزارش گرديد (8).
مطالعه ديگري
در فرانسه
شيوع در طول
عمر 1/2% براي
مردان و 4/5% براي
زنان گزارش
گرديد (7). مطالعه
ديگري در
دورهام
امريكا شيوع 6
ماهه و شيوع در
طول عمر
بيماري به
ترتيب 7/2% و 8/3%
بدست آمد (3). تفاوت
نتايج بدست
آمده با
مطالعات غربي
را مي توان به
گروه مورد
مطالعه مربوط
دانست در اين مطالعه
دانش آموزان
مورد سنجش
قرار گرفتند، در
حاليكه در
مطالعات غربي
كل افراد
جامعه در نظر
گرفته شده
اند. در منابع
مورد قبول و
معتبر شيوع
اين اختلال در
زنان بيشتر از
مردان ذكر شده
است تصور مي
شود به رغم
شيوع بالاتر
اين اختلال در
زنها،
تعداد مردان
مراجعه كننده
به كلينيك ها
براي درمان
بيشتر است (6).
شيوع اين
اختلال در
زنها 2 برابر
مردان ذكر شده
است (7، 4) شيوع
برابر در زنان
و مردان نيز
در بعضي
مطالعات ذكر
شده است (3) در اين
مطالعه شيوع
اختلال ترس
اجتماعي 8/1
برابر مردان و
تقريبا"
معادل اكثر
مطالعات غربي
است.
براي
پيش بيني
احتمال بوجود
آمدن اختلال
ترس اجتماعي
عوامل خطر (Risk factor) متعددي ذكر
شده است يكي
سابقه خجالتي
بودن (shyness) در
كودكي است در
اين مطالعه
نشان داده شد
مبتلايان به
اختلال ترس
اجتماعي به
صورت معناداري
بيشتر از ساير
دانش آموزان
سابقه خجالتي بودن
در كودكي را
گزارش مي
دادند. در يك
مطالعه نشان
داده شده است
خجالتي بودن
در كودكي مي تواند
يك عامل پيش
بيني كننده
ترس اجتماعي
در آينده باشد
(1). خجالتي بودن
در هر دو نوع
اختلال منتشر
و غير منتشر
وجود دارد اما
در افراد
مبتلا به نوع
منتشر بيماري
شدت علامت خجالتي
بودن بيشتر
است (1). مشخص
نيست كه آيا
ترس اجتماعي
تنها نشان نوع
شديد خجالتي
بودن است و يا
يك نوع بخصوص
از خجالتي
بودن به شمار
مي آيد (11). ولي
آنچه حائز
اهميت مي باشد
اين است كه
مربيان
آموزشي و
والدين بايد
به اين خصوصيت
در كودكان
توجه بيشتري
بنمايد زيرا
ممكن است
نمايانگر
ابتدا به
اختلال ترس اجتماعي
در آينده
باشد. در اين
مطالعه نشان
داده شد افراد
مبتلا به
اختلال ترس
اجتماعي
سابقه تنبيه
بدني را بيتشر
از گروه ديگر
دانش آموزان
گزارش مي
دادند، نشان
داده شده است
تنبيه بدني
باعث افزايش
شيوع
اختلالات
اضطرابي
بخصوص اختلال
ترس اجتماعي
مي گردد (2، 9). در
ضمن به علت
اينكه
مبتلايان به
اين اختلال
نمي توانند با
والدين خود به
درستي ارتباط
برقرار نمايند
بيشتر مورد
تنبيه بدني
قرار مي گيرند
و در هر صورت
نمي توان
رابطه علت و
معلولي بين
اختلال ترس
اجتماعي و
تنبيه بدني
قائل شد.
با
توجه به اينكه
اين مطالعه بر
روي دانش آموزان
انجام شده از
نظر پيش بيني
شيوع اختلال
ترس اجتماعي
در جامعه
داراي
محدوديت مي
باشد و مطالعات
تكميلي ديگري
مورد نياز مي
باشد. با در
نظر گرفتن
صدماتي كه اين
اختلال به روابط
بين فردي
مبتلايان
وارد مي نمايد
درمان آن در
دانش آموزان
كه از انعطاف
خوبي برخوردار
هستند اهميت
دارد. توصيه
مي شود مراكز
مشاوره آموزش
و پرورش در
ارزيابي دانش
آموزان از نظر
وجود اين
اختلال توجه
بيشتري داشته باشند.
![]()
منابع
و مآخذ References
![]()
1. Bruch MA, Heimberg
RG. Differences in perceptions of parental personal characteristics between
generalized and nongeneralized social phobics. J Anxiety Disord.
1994:8(2): 155-168.
2. David D, Giron A, Mellman TA. Panic-phobic
patients and develop mental trauma. J Clin
Psychiatry. 1995; 56(3): 113-117.
3. Davidson JR, Jughes DL, George LK, Blazer DG. The epidemioloyg of
social phobia: findings from the Duke epidemiologic
catchments area study. Psychol Med.
1993; 23(3): 709-718.
4. Hazen AL, Stein
MB. Social phobia: prevalence and clinical characteristics. Psychiatric
Annals. 1995; 25(9): 544-549.
5. Judd LL. Social phobia: A clinical overview. Annual meeting of the
American psychiatric association symposium. social
phobia: A comprehensive approach to etiology, diagnosis, and treatment
6. Kaplan HI, Sadock BJ. Synopsis of psychiatry 8th ed. Baltimor: William Wilkins;1998.
7.
Lepine JP, Lellovch J. Classification and epidemioloyg
of social phobia, special issue: social phobia. Eur
Arch Psychiatry. 1995;244(6):290-296.
8. Rapaport MH, Paniccia
G, Judd LL. A review of social phobia. Psychopharmacol
Bull. 1995; 31(1):125-129.
9. Stein MB, Walker
JR, Anderson G, Hazen AL, et al. Childhood physical and sexual abuse in
patients with anxiety disorders and in a community sample. Am J Psychiatry.
1996; 153(2): 245-277.
10. Stemberger RT, Jurner
SM,
11. Turner SM, Beidel DC,