Home تاريخچه ويژگيها وضعيت جغرافيايی جاذبه های تاريخی جاذبه های طبيعی غذاهای محلی آبزيان خليج فارس صنايع دستی استان محصولات کشاورزی موسيقی محلی استان جزيره هرمز جزيره قشم جزيره کيش شهر بندرعباس آژانس های هواپيمايی آثار باستاني پرواز هواپيماها هتلهای بندرعباس تصاوير

 

استان هرمزگان با وسعت شصت و هشت هزار و چهارصد و هفتاد و پنج و هشت دهم كيلومتر مربع، در جنوب ايران مابين مختصات جغرافيايي بيست و پنج درجه و بيست و سه دقيقه تا بيست و هشت درجه و پنجاه و هفت دقيقه عرض شمالي، و پنجاه و دو درجه و چهل و يك دقيقه تا پنجاه و نه درجه و پانزده دقيقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ واقع شده است. اين استان از شمال و شمال شرقي با استان  كرمان ؛ از جنوب با خليج فارس و درياي عمان از جنوب شرقي با سيستان و بلوچستان؛ و از غرب با استان‌هاي فارس و بوشهر همسايه است.

 تنگه هرمز، يكي از حساس‌ترين و حياتي‌ترين گذرگاه‌هاي آبي عصر حاضر، در قلمرو سياسي اين استان قرار دارد. اين تنگه هلالي شكل صد و هشتاد و هفت كيلومتر طول دارد. عمق تنگه هرمز به دليل شيب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغير است؛ به طوري كه در نزديكي جزيره لارك، در حدود سي و شش متر و در ساحل جنوبي نزديك شبه جزيره مسندام صد و هشتاد متر است. همچنين چهارده جزيره كوچك وبزرگ به نام‌هاي ابوموسي، بني فرور، تنب بزرگ وكوچك، سيري، شتور، فرور، كيش، لاوان، قشم ، لارك ، هرمز، هندورابي و هنگام در محدوده آب‌هاي ساحلي اين استان قرار دارند. استان هرمزگان،‌طبق آخرين تقسيمات كشوري،‌مشتمل بر هشت شهرستان،‌بيست و يك بخش، شصت و نه دهستان و دو هزار و چهل و شش آبادي داراي سكنه است و شهرستان‌هاي آن عبارتند از: بندرعباس، بندر لنگه، ميناب، رودان، قشم، جاسك، حاجي‌آباد و ابوموسي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جغرافياي طبيعي و اقليم استان

بخش عمده‌اي از مساحت اين استان را مناطق كوهستاني در برگرفته‌اند. كوه‌هاي اين منطقه ادامه رشته كوه‌هاي زاگرس‌اند كه به تدريج از شمال شرقي به جنوب شرقي امتداد مي‌يابند. ادامه اين رشته همراه با كاهش ارتفاع، به تپه ماهورهاي آهكي، گچي و شني منتهي شده و به زمين‌هاي پست ساحلي خليج‌فارس و درياي عمان متصل مي‌گردد. اين ناحيه پست ساحلي، در اطراف تنگه هرمز وسعت بيشتري يافته، و شرايط مساعدي براي كشاورزي و صيفي‌كاري به وجود آورده است.با توجه به مشخصات اقليمي و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حاره‌اي، گرمي هوا مهم‌ترين پديده مشهود اقليمي آن است.استان هرمزگان از مناطق گرم و خشك ايران است و اقليم آن تحت تأثير آب و هواي نيمه‌بياباني و بياباني قرار دارد. هواي نوار ساحلي در تابستان‌ها، بسيار گرم و مرطوب است و گاهي نيز دماي آن از پنجاه و دو درجه سانتي‌گراد تجاوز مي‌كند. دماي متوسط سالانه اين منطقه در حدود بيست و هفت درجه سانتي‌گراد است. از ويژگي‌هاي آب و هوايي استان هرمزگان، يك فصل طولاني گرم و يك فصل كوتاه خنك است. فصل گرم همراه با هواي شرجي نه ماه به درازا مي‌كشد. فصل تابستان از اوايل اسفندماه شروع مي‌شود؛ هوا رفته رفته رو به گرمي مي‌رود تا اين كه گرما در تير و مرداد به اوج خود مي‌رسد. فصل خنك آن همراه با خشكي نسبي هوا، در حدود سه ماه طول مي‌كشد. اين فصل از اوايل آذرماه شروع مي‌شود و تحت تأثير توده‌هاي هواي خنك غربي قرار مي‌گيرد. دماي هواي اين استان، در سردترين شب‌هاي سال، به ندرت به صفر درجه مي‌رسد و در روزهاي زمستاني، دماي آن معمولاً از ده درجه سانتي‌گراد بالاي صفر پايين‌تر نمي‌آيد. اصولاً آب و هواي اين استان همانند آب و هواي نواحي بياباني است و ميزان بارش‌هاي جوي آن نيز فوق‌العاده اندك مي‌باشد. در اين منطقه، در حدود نه ماه از سال، بارندگي مهمي صورت نمي‌گيرد و قسمت عمده بارندگي آن نيز در يك يا دو نوبت به وقوع مي‌پيوندد در همان موارد اندك هم،‌بارندگي آن اغلب مانند باران‌هاي بهاري سيل‌آسا است و خسارات فراواني به بارمي‌آورد.

جغرافياي تاريخ استان

جغرافياي تاريخي استان هرمزگان با تاريخ و جغرافياي خليج‌فارس در هم آميخته است. تا قرن چهارم پيش از ميلاد، مدارك پراكنده‌اي بر پايه نوشتارهاي تاريخ‌نگاري يوناني درباره خليج‌فارس وجود دارد. ظاهراً در دوران بسيار كهن، اقوامي در سواحل غربي خليج‌فارس و دشت‌هاي جنوبي و غربي ايران مي‌زيسته‌اند. شواهدي نيز مبني بر پيدايش و توسعه دريانوردي در آن دوران وجود دارد. از جمله مي‌توان به دريانوردي بابليان در قرن هفتم پيش از ميلاد، در خليج‌فارس اشاره كرد. نخستين مدرك قطعي در خصوص دريانوردي در خليج‌فارس،‌ به زمان نئار خورس يا «نئارك»، درياسالار اسكندر مقدوني، مربوط است. اسكندر پس از فتح سرزمين‌هاي اطراف رودخانه سند (هندوستان) ظاهراً از طريق مصب رودخانه سند و دريا، به سوي مكران و تنگه هرمز و خليج‌فارس  حركت كرد و در سال سيصد و بيست و شش قبل از ميلاد، از دهانه رودخانه سند گذشت؛ ولي طوفان و امواج سهمگين دريا وي را مجبور به بازگشت نمود. اسكندر، درياسالار خود به نام نئارك (نئار خوس) را به عنوان سرپرست ناوگان دريايي رهسپار خليج‌فارس كرد. نئارك پس از عبور از سواحل مكران،‌ به بندر هرمز يا ميناب كنوني رسيد. نئارك در خليج‌فارس به جزيره خالي از سكنه‌اي به نام «بارقانا»‌كه گفته مي‌شود همان جزيره «هرمز» يا «لارك» يا «اوآراكنا» و يا «كيش» كنوني است،‌رسيد. نئارك چنين گفته است كه هيچ يك از سواحل را در طول سفر دريايي خود مانند سواحل خليج‌فارس آباد و مزروع نديده است. تاريخ مكتوب بندر هرمز از زمان اردشير بابكان آغاز مي‌شود. مورخين شرقي و اروپايي چنين گفته‌اند كه روزگار آباداني بندر هرمز بين سال‌هاي دويست و چهل و يك الي دويست و يازده ميلادي بوده؛ ولي پس از ظهور اسلام و سقوط دولت ساساني، به عنوان يكي از مهم‌ترين مراكز داد و ستد شرق معروفيت پيدا كرده است. در سال‌هاي هفتصد و پنجاه الي ششصد و شصت و يك ميلادي، منطقه خليج‌فارس جزو قلمرو خلافت اموي و سپس جزو قلمرو خلافت عباسي (در سال‌هاي هزار و دويست و هشتاد و پنج الي هفتصد و پنجاه ميلادي) بوده است. از اواخر قرن هشتم ميلادي كه دوران شكوفايي خلافت عباسي بود، داد و ستدهاي دريايي رونق بسزايي يافت. بسياري از مورخين،‌اين راه دريايي را با اهميت‌تر از جاده معرو ف ابريشم يا شاخه مهمي از آن مي‌دانند. ماركوپولو، جهانگرد مشهور ايتاليايي در سال‌هاي هزار و دويست و هفتاد و دو و هزار و دويست و نود و سه ميلادي از بندر هرمز ديدن كرد. وي گزارش كرده است كه جواهرات ايران، عاج و ابريشم هند و چين و مرواريد بحرين در بازارهاي بندر هرمز خريد و فروش مي‌شده است

 

 

 

  در سال هزار و سيصد ميلادي سيف‌الدين- پادشاه بومي بندر هرمز- از ترس حمله مغول‌ها، بندر هرمز را ترك و به جزيره هرمز (جردم) عزيمت كرد و در آنجا شهر ديگري بنا نهاد. در سال هزار و چهارصد و پنجاه و سه ميلادي هنگامي كه قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح سقوط كرد، ارتباط زميني اروپاييان با آسيا گسسته شد. در سال هزار و چهارصد و نود و هفت ميلادي، براي اولين بار استعمارگران غربي به فرمانروايي «واسكو دوگاما» در بنادر خليج‌فارس پياده شدند. در سال هزار و پانصد و شش ميلادي پرتغالي‌ها به عنوان محافظت از منافع پرتغال در برابر تجار مصري و ونيزي، به رهبري «آلفونسو آلبوكرك» با هفت‌كشتي جنگي جزيره هرمز را محاصره نمودند. بندر هرمز در اين زمان،‌كليد تجاري خليج‌فارس محسوب مي‌شد و راوادويه از كنار همين بندر در تنگه هرمز عبور مي‌كرد. سقوط هرمز كه از نظر تجاري و نظامي براي دولت ايران اهميت داشت، به جدا شدن هرمز از ايران و تسلط پرتغالي‌ها بر تنگه هرمز و وضع ماليات براي عبور كشتي‌ها گرديد. شاه اسماعيل صفوي كه در صدد اعاده مالكيت ايران بر هرمز بود به سبب گرفتاري‌هاي ناشي از جنگ با عثمانيان، به بيرون‌راندن پرتغالي‌ها موفق نشد و پيماني با آنان منعقد نمود كه به موجب آن پرتغالي‌ها مي‌بايست در لشكركشي به بحرين، شاه اسماعيل را مساعدت مي‌كردند. با اين پيمان تسلط پرتغالي‌ها بر خليج‌فارس تا مدتي تثبيت شد؛ ولي شاه‌عباس بزرگ با كمك قواي انگليس، حاكميت پرتغالي‌ها بر خليج‌فارس را پايان داد. هنلدي‌ها در هزار و چهار هجري قمري تجارتخانه‌اي در بندرعباس تأسيس كردند و به دنبال آن رقابت،‌بين هلند و انگلستان شدت گرفت. در اواخر دوره سلطنت شاه صفوي، دولت ايران به لغو معافيت گمركي واردات و صادرات هلندي‌ها اقدام كرد. هلندي‌ها به حصار جزيره قشم هجوم آوردند و براي جلوگيري از تجارت انگليس، چند كشتي‌ جنگي به تنگه هرمز و بندرعباس اعزام كردند. دولت ايران ضمن تقاضاي صلح،‌به هلندي‌ها اجازه داد كه در هر نقطه‌اي از ايران به تجارت ابريشم اقدام كنند و از معافيت گمركي در واردات برخوردار شوند. در همين زمان،‌با تيره شدن روابط بين هلند و انگليس در اروپا،‌هلندي‌ها به كشتي‌هاي انگليس در جاسك حمله كردند و قشم را به دست گرفتند؛ بندرعباس را گلوله‌باران كردند؛ دژ مستحكمي را در نزديكي تجارتخانه خود در بندرعباس احداث نمودند؛ براي نزديكي بيشتر با دهانه خليج‌فارس تأسيسات تجاري خود را به جزيره خارك منتقل كردند و از پرداخت اجاره بهاي خارك به ميرمهنا، خاكم بندر ريگ و جزيره خارك خودداري نمودند. ميرمهنا در سال هزار و هفتصد و شصت و پنج ميلادي به هلندي‌ها حمله برد، دژ آن‌ها را تسخير كرد و آنان را از جزيره بيرون راند. بدين ترتيب هلندي‌ها كه مركز تجاري خود را از بندرعباس برچيده بودند،‌ عملاً از خليج‌فارس خارج شدند. با تشكيل و رسميت‌يافتن كمپاني هند شرقي،‌دولت انگليس سياست گسترده استعماري خود را عليه ايران به كار گرفت و در اندك مدتي بر سراسر سواحل خليج‌فارس تسلط يافت. دولت انگليس و عمال كمپاني هند شرقي با نيرنگ، از اتحاد قدرت‌هاي محلي جلوگيري كردند و با ايجاد جنگ‌هاي منطقه‌اي، موجبات ضعف آن‌ها را فراهم آوردند. در اين دوره، سياست انگليس در خليج‌فارس ايجاد شيخ‌نشين‌هاي متعدد و كوچك بود تا از اتحاد آن‌ها در مقابل خود جلوگيري كند. خليج‌فارس بعد از جنگ جهاني اول، نه تنها به عنوان يك معبر دريايي تجاري بسيار مهم، بلكه به عنوان بزرگترين كانون نفت و منبع مهم رشد صنايع،‌اهميت اقتصادي و استراتژيكي فراواني يافت؛ به طوري كه كليه طرف‌هاي تجاري خارجي ايران به ويژه انگليس با جديت تمام تلاش كردند حضور فيزيكي خود را در خليج‌فارس حفظ كنند.

 

فلسفه برقع ز نان جنوب،...........

بویژه هرمزگان و بندرعباس، رمز و رازی است که در فرهنگ عامه و مردم شناسی آن منطقه نهفته است.