فتحنامهای که در کوهستانهای شاهرود نوشته شد؛
شاهوار در برابر اراده خانواده سلیمانیپور سر تعظیم فرود آورد
در حالی که هیاهوی بخشهای درمانی و ضربآهنگِ بیوقفه بیمارستان شهید محمدی بندرعباس بخش بزرگی از زندگی عباس سلیمانیپور را به خود اختصاص داده است، او و خانوادهاش تصمیم گرفتند برای بازیابی نشاط و استحکام پیوندهای عاطفی، از ارتفاعاتِ سخت کوهستان سر در بیاورند. صعود به قله ۳۹۴۵ متری شاهوار، برای این خانواده یک رکورد ورزشی صرف نبود؛ بلکه یک آزمون بزرگ برای اثبات این حقیقت بود که شیبهای تند و مسیرهای سنگلاخی، در برابر عزمِ با هم بودن تاب نمیآورند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان؛ در میان هیاهوی بخشهای درمانی و راهروهای بیمارستان، جایی که ثانیهها با نبض بیماران گره خورده است، عباس سلیمانیپور از سپیدپوشان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، راهی متفاوت برای بازیابی توان روحی خانوادهاش برگزیده است. صعود به قله «شاهوار»، تنها یک رکورد ورزشی برای یک کارمند کادر درمان نیست؛ بلکه ضیافتی خانوادگی بر فراز ابرهای استان سمنان است. در این صعود، محمدِ ۸ ساله با پاهای کوچکش درس استقامت میدهد و مادر، با صبوری، پیوند عاطفی خانه را در شیبهای تند کوهستان مستحکم میکند. این گزارش، روایتی از تلاقی مسئولیتپذیری شغلی و همبستگی خانوادگی در مسیر فتح قلههای زندگی است.
از خاکِ اجدادی تا قلههای سیمرغ
کوهستان برای برخی یک تفریح گذراست، اما برای خانواده سلیمانیپور، هویتی است که از گذشتههای دور در رگهایشان جریان داشته و امروز در کالبد ورزش حرفهای متبلور شده است. عباس سلیمانیپور، مردی که روزهایش را در مجتمع آموزشی، پژوهشی و درمانی پیامبر اعظم (ص) به خدمترسانی میگذراند، ریشه در روستایی کوهستانی دارد؛ جایی که گام برداشتن در مسیرهای سخت، بخشی از زیست روزمره دوران کودکیاش بوده است. اما تبدیل شدن این تجربه زیسته به یک تخصص ورزشی، از سال ۱۳۹۶ رقم خورد و در نهایت در سال ۱۴۰۰ با پیوستن به تیم منسجم کوهنوردی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، مسیری تازه گشود.
این مسیر اما تنها به او ختم نشد. کوهستان، خاصیتی تکثیرشونده دارد؛ وقتی پدر خانواده لذت فتح را چشید، برآن شد تا این نشاط و خودباوری را به سفره خانواده نیز بیاورد. پوران سلیمانیپور، بانویی که پا به پای همسر در تمرینات تیم دانشگاه حضور یافت، در خردادماه ۱۴۰۴ با صعود به قله برفانبار قم، باور کرد که میتواند فراتر از روزمرگیها گام بردارد. در این میان، محمد سلیمانیپور، دانشآموز کلاس دوم دبستان، کوچکترین عضو این مثلث اراده است که از ۶ سالگی تمریناتش را آغاز کرد تا امروز به عنوان یک همنورد کوچک اما مصمم، پا به جای پای بزرگترها بگذارد. این خانواده اکنون کوهنوردی را نه فقط یک ورزش، که راهی برای رهایی از دنیای مجازی و رسیدن به «واقعیتِ محضِ طبیعت» میدانند.

شاهوار؛ آزمون استقامت در روزهای سخت
صعود به قله شاهوار برای این خانواده، صرفاً یک تقویم ورزشی نبود. عباس سلیمانیپور معتقد است این صعود با هدف ارتقای سلامت روان و حفظ آمادگی جسمانی در شرایطی انجام شد که نیاز به روحیه در خانواده بیش از هر زمان دیگری احساس میشد. مادر خانواده نیز تاکید دارد که پس از گذراندن دو ماه دشوار و پرفشار، شاهوار فرصتی برای بازسازی روانی و دمیدن نفس تازه در کالبد زندگیشان بوده است. محمد نیز با نگاهی بلندپروازانه، این صعود را تمرینی برای رسیدن به قلههای رفیعتر ایران میبیند.
مسیر شاهوار اما خالی از چالش نبود. پدر خانواده که مسئولیت فنی و مدیریت تیم را به عنوان نفر آخر (عقبدار) بر عهده داشت، علیرغم توانمندی شخصی، تمام فکر و ذکرش معطوف به آمادگی همسر و فرزندش بود؛ چرا که به دلیل شرایط خاص، مدتی از تمرینات منظم فاصله گرفته بودند. پوران سلیمانیپور از لحظاتی میگوید که شیبهای تند، نفس را در سینه حبس میکرد، اما توکل بر خدا و همراهی همسر و فرزندش، او را از چالش مسیرهای ریزشی و شنی به سلامت عبور داد.

معجزه تشویق بر فراز ابرهای سمنان
یکی از زیباترین جلوههای این صعود، درخشش محمد ۸ ساله بود. او که در انتهای مسیر با خستگی شدیدی روبرو شده بود، نه با اجبار، که با کیمیای محبت و تشویق جان گرفت. او میگوید: وقتی خسته میشدم، از پدر و مادرم و همنوردهای عزیزم انرژی میگرفتم. تشویق تیمهایی که در حال برگشت بودند، چنان انگیزه عجیبی به من میداد که خستگی را فراموش کردم. عباس سلیمانیپور با افتخار از لحظهای یاد میکند که فرزندش دومین قله از طرح سیمرغ را فتح کرد و محمد در آن لحظه به یک حقیقت بزرگ رسید: با تلاش میشود کارهای بزرگ انجام داد.
کوهستان؛ مربیِ اخلاق و پیوند خانوادگی
از نظر این خانواده، دستاورد اصلی کوهنوردی، مدال و افتخار نیست. پدر خانواده معتقد است این تجربه، اعتمادبهنفس محمد را به شکلی سازنده تقویت کرده است. مادر نیز صعود را الگویی برای زندگی میداند؛ او میگوید: همین که در مسیرهای سختِ کوه، هوای ضعیفترها را داریم و در کنار هم حرکت میکنیم، تمرینی است برای اینکه در مسیرهای ناهموار زندگی هم پشت و پناه یکدیگر باشیم. این صعود باعث شده است که محمد، پیوند عاطفی عمیقتری با والدینش حس کند و صراحتاً بگوید که حالا پدر و مادرش را بیش از پیش دوست دارد.
پیامی برای فردا: از شاهوار تا دماوند
خانواده سلیمانیپور اکنون چشم به قلههای بلندتر دارند. عباس سلیمانیپور امیدوار است با حمایت مسئولین دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، طرح سیمرغ را به پایان برسانند و محمد نیز در آرزوی ایستادن بر فراز بام ایران، دماوند، است. توصیه نهایی این خانواده به دیگران، حرکت بر مدار علم و صبر است؛ پوران سلیمانیپور تاکید میکند که خانوادهها باید پیش از ورود به طبیعت، حتماً در تمرینات آمادگی جسمانی شرکت کنند و با مشورت پزشک و مربیان، مسیرهای متناسب با سن فرزندانشان را انتخاب کنند.
در پایان، اگر بخواهیم روایت این خانواده را در چند واژه خلاصه کنیم، به سه کلیدواژه میرسیم: موفقیت در همراهی، پیروزی در استقامت و شکوهِ با هم بودن. آنها ثابت کردند که قله، تنها یک مختصات جغرافیایی نیست، بلکه نقطهای است که در آن، خانواده به معنای واقعی کلمه «یک تن» میشود.
تهیه و تنظیم گزارش: محمدامین عالی پور احمدی
نظر دهید